عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

373

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

فى البقا بانقطاعه عن الطعام ) و نيز فرمايد ( و لا تعرف تصانيفه لانها لم تصل الينا و اما مذهبه بالنظر الى العلم الطبيعى ففيه بعض الفوايد لانه اظهر بعض النواميس الطبيعيّة التى ظهرت بالعلم الجديد فانه قال ان للجواهر الفرده ميلا شديدا بعضها الى بعض يقوم به اجتماعها و اتحادها و ان للهيولى العامه قوّة التجاذب و التدافع التى عليها يبنى الكون و الفساد ( انتهى ملخصا ) از سخنان حكمت ذى مقراطيس حكيم است كه فرمايد چنان شيرين مباش كه ترا فرو برند و چنان تلخ مشو كه از دهان بدور افكنند كويند وقتى نقاشى با وى گفت كه كاخ خود را با كج اندوده كن تا در آن صور نيكو نقش كنم فرمود تو اوّل صور نقش كن من بعد از آن با كج‌اندوده كنم * 1 ذيمقراطيس الطبيب صاحب ناسخ التواريخ او را در زمرهء حكمايى شمرده كه پيش از ظهور اسلام به دنيا بوده‌اند ولى زمان ايشان نيك معيّن نيست و در ترجمهء او نويسد كه آن حكيم از جملهء اطباى يونان است و شناختهء زمان خود بوده و از بهر خود شرابى ساخته بود كه در تمام مدت زندكانى مزاج او را از مرض محفوظ مىداشت و آن شراب از بهر ضعف كبد و معده سودمند بود و اجزاى آن در قزابادين سابورى مسطور است « 9 » و صاحب طبقات اين طبيب را از اطباى زمان فترت ما بين بقراط و جالينوس بقلم آورده و او را به ( ذيمقراطيس ثانى ) ملقب داشته * 2 ذيوجانس ( ديوجانس ) ديوژن Diogene پنج نفر از حكماى ذى شأن و فلاسفهء قديم يونان بدين اسم موسوم مىباشند و ما اسمأ آنها را به ترتيب مسطور مىداريم * ( 1 ) ذيوجانس حكيم كلبى از مشاهير حكماى يونان قديم و در مائه چهارم قبل از ميلاد زندكانى داشته رئيس حكماى كلبيّين و تارك دنيا و محب فقر و قناعت بوده و همواره از مردم كناره مىجسته بيشتر در بيابانها و دور بلاد سياحت

--> ( 9 ) نسخهء شراب ذى مقراطيس بنا بنوشتهء صاحب مخزن الادويه كه او نيز از شيخ رئيس نقل كرده بقرار ذيل است ( ايرسا ) ( رازيانه ) ( فلفل سفيد ) از هريك يك درم ( سليخهء سياه ) چهار درم ( مرمكى ) ( تخم افسنتين ) از هر يك دو درم ادويه را كوفته در شيشهء ريخته و خمر انكورى جيد آن مقدار به روى دواها بريزند كه چهار انكشت بالا بايستد و سر شيشه را محكم بسته بعد از شش ماه استعمال نمايند *